آه ای ایرانی (ماجراهای من و وب دار)
وب ـ دار: اونایی كه وب ... مى خوان و voice يا وب يا تلفن دارن پيغام بِدن
م : سلام
خوبى
وب ـ دار: اصل (یعنی خودت رو معرفی کن)
م: من ... از تهران
م : سلام
خوبى
وب ـ دار: اصل (یعنی خودت رو معرفی کن)
م: من ... از تهران
گقتى وب سك سى ميدى؟
وب ـ دار: ok
تو چى دارى؟
م: يه دل پر غصه!
وب ـ دار: :(
وب ـ دار: منظورم وب؟
م: اگه وب و voic و عكس نداشته باشم
وب ـ دار: خوب teleto بده (یعنی تلفن)
م: مثل اینکه آتشت تنده؟
وب ـ دار: ohom
م: فقط به سكس فكر ميكنى؟
وب ـ دار: چه کار می كنى
م: اما تو هنوز هيچى از خودت بهم نگفتى
وب ـ دار : من پدرام
۲۶ ساله از تهران
م: چى کاره هستی آقا پدرام
وب ـ دار: بيكارم
وب ـ دار: ok
تو چى دارى؟
م: يه دل پر غصه!
وب ـ دار: :(
وب ـ دار: منظورم وب؟
م: اگه وب و voic و عكس نداشته باشم
وب ـ دار: خوب teleto بده (یعنی تلفن)
م: مثل اینکه آتشت تنده؟
وب ـ دار: ohom
م: فقط به سكس فكر ميكنى؟
وب ـ دار: چه کار می كنى
م: اما تو هنوز هيچى از خودت بهم نگفتى
وب ـ دار : من پدرام
۲۶ ساله از تهران
م: چى کاره هستی آقا پدرام
وب ـ دار: بيكارم
م: چقد درس خوندى
وب ـ دار: فوقو تازه تموم كردم
ادامه ندادم
م: فوق ديپلم؟
چه رشته اى
وب ـ دار: عزيزم
فوقِ ليسانس
م: اهان چه خوب:)
وب ـ دار: مهندسى سازه های آب
م: چه رشته خوبى
وب ـ دار: ميخواى باهم حرف بزنيم؟
تلفن ميدى؟
م: بذار تا زياد با هم پيش نرفتيم يه چيزى رو بهت بگم تا اگه به توافق رسيديم ادامه بدم
ببين من در شرایطی ام كه نميتونم هيچ كدومِ اينايى كه ميگى رو بدم
يعنى از طرف پدر مادرم تحت کنترلم
م: اگه با چتِ خالى ميتونى
که اوکی اگه نمی شه هم که هیچی
وب ـ دار: فوقو تازه تموم كردم
ادامه ندادم
م: فوق ديپلم؟
چه رشته اى
وب ـ دار: عزيزم
فوقِ ليسانس
م: اهان چه خوب:)
وب ـ دار: مهندسى سازه های آب
م: چه رشته خوبى
وب ـ دار: ميخواى باهم حرف بزنيم؟
تلفن ميدى؟
م: بذار تا زياد با هم پيش نرفتيم يه چيزى رو بهت بگم تا اگه به توافق رسيديم ادامه بدم
ببين من در شرایطی ام كه نميتونم هيچ كدومِ اينايى كه ميگى رو بدم
يعنى از طرف پدر مادرم تحت کنترلم
م: اگه با چتِ خالى ميتونى
که اوکی اگه نمی شه هم که هیچی
وب ـ دار: تو چه کاره ای؟
م: من دانشجو هم
وب ـ دار: كجا؟
كدوم یونى (یعنی کدوم دانشگاه)؟
م: آزاد
وب ـ دار: من
سراسرى
م: چه جالب منم يه دوست داشتم سراسری زنجان بود اما کلاساش تهران تشكيل ميشد
شهر گاوازنک بود
م: من دانشجو هم
وب ـ دار: كجا؟
كدوم یونى (یعنی کدوم دانشگاه)؟
م: آزاد
وب ـ دار: من
سراسرى
م: چه جالب منم يه دوست داشتم سراسری زنجان بود اما کلاساش تهران تشكيل ميشد
شهر گاوازنک بود
وب ـ دار: من بايد با تو حرف بزنم
حد اقل voice
م: مگه الان حرف نميزنى:)
وب ـ دار: اينجورى نه
اينجورى بهم حال نميده
حد اقل voice
م: مگه الان حرف نميزنى:)
وب ـ دار: اينجورى نه
اينجورى بهم حال نميده
م: پس فقط برا حالش چت ميكنى نه
وب ـ دار: نه
آمدم يكى و پيدا كنم
آخه الان hote hotam
م: الان ... ؟
وب ـ دار: آره
ohom
م: از وقتی با من حرف زدى ... يا قبلشم ...؟
وب ـ دار: بود
م: خود ارضایی هم ميكنى
وب ـ دار: مجبورم بعضى وقتها
وب ـ دار: بود
م: خود ارضایی هم ميكنى
وب ـ دار: مجبورم بعضى وقتها
م: تو سكسم داشتى پس درسته؟
وب ـ دار: اره
وب ـ دار: اره
وب ـ دار: جواب منو نداديا
م: چى
وب ـ دار: من بايد با تو حرف بزنم
م: پس ميتونى دنبالِ كس ديگه اى بگردى:(
وب ـ دار: :(
م: فقط به ۲ تا سوال جدى من جواب ميدى خواهش؟
وب ـ دار: بگو
م: حاضرى با کسی كه قبلا وب سكسى ميداده ازدواج كنى؟
وب ـ دار : نُچ
م: حتى اگه به خودت داده باشه
وب ـ دار : نو
وب ـ دار : البته به خودم فقط چرا
م: فرض كن با يكى ازدواج كنى بعدش يه روز كه رفتين سر زندگى تو لپ تاپش ببينى idsh همون id يى هست كه سالها با تو سكس چت ميكرده
م: چه حسى بهت دست ميده
وب ـ دار : بده
م : اين مظلومیت دخترا رو ميرسونه نه ؟
...
م: يه سوال ديگه بپرسم جواب ميدى
وب ـ دار : بگو
وب ـ دار : قبلش بگو تا الان شده به كسى شارژ موبایل بدى و به قولش عمل كُنه و وب ... بده؟
وب ـ دار : تا حالا واسه كسى شارژ نگرفتم
م: ميخوام بگم برا يه دختر عادی خیلی سختِ كه احساس به فروش رسيدن بکنه و اينو هر کسی نميتونه راحت بفهمه
وب ـ دار: من ميفهمم
وب ـ دار : بگو
وب ـ دار : قبلش بگو تا الان شده به كسى شارژ موبایل بدى و به قولش عمل كُنه و وب ... بده؟
وب ـ دار : تا حالا واسه كسى شارژ نگرفتم
م: ميخوام بگم برا يه دختر عادی خیلی سختِ كه احساس به فروش رسيدن بکنه و اينو هر کسی نميتونه راحت بفهمه
وب ـ دار: من ميفهمم
م: ميخوام بدونم وقتی شارژ ایرانسل ميدى و وب سكسى ميگيرى یا بالعکس چه احساسى بهت دست ميده؟
وب ـ دار : نميدونم
م: تو رو خدا راستش رو بگو ها
وب ـ دار: تا حالا اينكارو نكردم
م: خوب حاضر كه هستى بكنى درست؟
وب ـ دار : نو
اصلا
م: يعنى بدت مياد ؟ يا ميترسى
وب ـ دار : نميدونم
م: تو رو خدا راستش رو بگو ها
وب ـ دار: تا حالا اينكارو نكردم
م: خوب حاضر كه هستى بكنى درست؟
وب ـ دار : نو
اصلا
م: يعنى بدت مياد ؟ يا ميترسى
وب ـ دار : بدم مياد
وب ـ دار: حس ميكنم گداى
م: همينو ميخوام بدونم
م:وقتی از يه کسی تقاضای وب سكسى ميكنى
سوء تفاهم نشه برات هاجدا ميخوام بدونم
احساست بهت چى ميگه؟
م: حس نميكنى اين راهش نيست؟
وب ـ دار : نكردم
وب ـ دار: حس ميكنم گداى
م: همينو ميخوام بدونم
م:وقتی از يه کسی تقاضای وب سكسى ميكنى
سوء تفاهم نشه برات هاجدا ميخوام بدونم
احساست بهت چى ميگه؟
م: حس نميكنى اين راهش نيست؟
وب ـ دار : نكردم
(مدتی مکث)
م: ظاهرا ميخواى برى
عيب نداره هر جا خواستى برو فقط همين و برام جا بنداز و برو خواهشاً
تو خودت اينجورى كه وب ... بدى به مردم
ارضا ميشى؟
وب ـ دار : اره
م: اصلا هم احساس بدى ندارى
م: يا احساس کسر شان ندارى؟
ارضا ميشى؟
وب ـ دار : اره
م: اصلا هم احساس بدى ندارى
م: يا احساس کسر شان ندارى؟
(سکوووووووووووووووووووووووووووووووووووت می کند و جواب نمی دهد)
م: ممنون
م: كارى ندارى
وب ـ دار : نه
م: كارى ندارى
وب ـ دار : نه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 14:21  توسط محمد
|
